طراحي منو ببينو حالي كن بعدا مي گم با چه برنامه اي طراحي كردم
Y
نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 8:41 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
براي عليرضا
Y
نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 8:0 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش .
فقط منتظر باش تا عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اينطور نشد خوشحال باش كه تو دل تو رشد كرده 
دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ مي شه كه مي خواي اون رو از رويات بيرون بكشي و توي دنياي واقعي نزديكش باشي 
ما واقعاً تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم . ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم .
دل من جز با دل تو 
با دلي ديگه يه جور نميشه 
نمي دونم كه غمگينم يا دلم اسيره 
وقتي كه يادت مي كنم گريه ام مي گيره 
اونها كه عاشقن مي دونن چي مي گم من
از فرط عشق آدم گاهي مي خواد بميره
تو برام همه كسي
تو برام هم نفسي
نمي دونم كه چرا تو به من نمي رسي 


Y
نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 7:57 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
مرسی از لطفی که سمیرا به ما داره
سميرا خانم از لطف و توجهي كه به ما داري ممنونم ... در زمن

اصلا ما از هم ناراحت نميشيم
به قول زهرا خانومم " آدم از عشقش ناراحت نميشه " يا در جايي ديگه ميگه " آدم از عشقش معذرت خواهي نميكنه چون هيچ وقت اون ازش ناراحت نميشه " اين زهرا خانوم من روح بزرگي داره .
Ich Libe Dich
Ali
Y
نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 19:35 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
سميرا جون سلام و ش / آ سلام كه نمي دونم دختريد يا پسر
گفته بوديد از خاطراتمون واسطون بنويسم خيلي مي خواستم از روز اول آشنائي تا حالا را واسطون بنويسم ولي متاسفانه وقتش نشد حالا هم اول از علي جونمون اجازه مي پرسيم ببينم خوشش مياد از آشنائيمون بنويسم يا نه بعد از اول تا امروز رو واسطون تعريف مي كنم
از لطف شما هم ممنون كه به اين وبلاگ سر مي زنيد و نظر مي ديد باز هم خوشحال مي شم نظرهاتون رو ببينم
راستي علي آقا ما حالشون چطوره خوبيد علي جون ما اين روزها خيلي مشغوله
Y
نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 16:29 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
هرگز فراموشت نخواهم کرد
هرگز فراموشت نخواهم کرد چون روح زندگی در من دمیدی
زهرا جان چرا فکر می کنی فراموشت کردم ؟
اگه یه کم فکر کنی میبینی وقتی تو باهام تماس نگیری من چاره ای جز انتظار ندارم
این وبلاگم را همیشه به یاد تو up date می کنم
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 16:16 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
زندگي شهد گل است
زندگي شهد گل است
زنبور زمان مي خوردش
آنچه مي ماند عسل خاطره هاست
عشق ديگر زير پا افتاده است
هيچ قلب عاشقي در سينه يك مرد نيست
سينه اي با سينه اي هم درد نيست
شرم دارم بازگو سازم ولي
عاشقي ديدم كه روي شيشه ي دكان قلب خود نوشت
عشق با نازلترين قيمت بيا !
حراج شد !! حراج شد !!
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 15:10 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
دوستت دارم
سلام
خوبی نیستی دیگه نکنه فراموشم کردی
فرهاد جان فاصله ها داره زیاد میشه مواظب باش
اجازه نده فاصله ما رو از هم جدا کنه
فراموشم نکن
یا علی
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 7:10 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
Y
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 17:41 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
Y
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 17:6 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
یه کمکی پلید
حق تو را خورده اند
مي داني الآن بايد کجا باشي ؟!
...
در آغوش من 
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 20:50 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
اگه روزي احساس کردي هزار نفر دوست دارن
بدون که اوليش منم
اگه روزي احساس کردي که صد نفر دوست دارن
بدون که اوليش منم
اکه روزي احساس کردي که ده دوست دارن
بدون که اوليش منم
اگه روزي احساس کردي که يک نفر دوست داره
شک نکن که اون منم
اگه روزي ديدي که هيچ کس دوست نداره
بدون که من مردم ...
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 20:45 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
مهربون بي وفا
سلام مهربون
خوبي من نبودم شما هم كه چيزي تو وبلاگ ننوشتيد
خيلي دلم تنگ شده
دارم ديوونه ميشم
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 15:55 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
ایمیل فارسی
اینم سایتی برای ارسال و دریافت ایمیل فارسی
http://www.sabamail.com/
Y
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 9:47 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
Y
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 20:3 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
Y
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 19:56 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
ببخشید ...
دیدم یهو قالب وبلاگ عوض شد پس بگو ناقلا اون موقع آن بودی پس ...

Y
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 12:40 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
امروز کجایی باز زهرا ؟
مراقب افکارت باش چرا که آنها به گفتار تبدیل میشوند
مراقب گفتارت باش چرا که آنها به کردار تبدیل میشوند
مراقب کردارت باش چرا که آنها به عادت تبدیل میشوند
مراقب عاداتت باش چرا که آنها به شخصیت تبدیل میشوند
مراقب شخصیتت باش چرا که آنها به سرنوشتت تبدیل میشوند
Y
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 12:36 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
شعر
دوباره شب شد و من بيقرارم كانكت كن
زود بيا در انتظارم كانكت كن
بيا من آمدم پاي مسنجر شدم محسور آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم
گلي از گنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بي نشانم
كه من جز آدرس ميلت ندارم
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد
و حتي هارد ديسكم هم كش كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم
به پاي تو دبليو ها بريزم
Y
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 20:15 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
جوابیه به آقای سپهر نمیدونم چی چی
آقای سپهر باید توجه شما رو به چند نکته جلب کنم :
اولا اینکه اگه به عنوان وبلاگ توجه کرده بودی < وب نوشتهای خصوصی> می دیدی که اصلا اجازه نظر دادن نداری
دوما اینکه قربون صدقه رفتن ما به نظر من اصلا به شما ارتباطی پیدا نمیکنه < این مودبانش بود
>
حالا سوما فرض میکنیم خیلی دوست داری همه جا سرک بکشی و بدون اینکه ازت بخوان نظر بدی فقط میتونی در مورد مطالب نظر بدی نه اینکه دخالت کنی

Y
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 19:21 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
قربون صدقه
سلام
خوبيد
ديديد مردم چشم ديدن ندارن
اسم اين عنوان رو عمدا اين گذاشتن كه حسابي بعضي بسوزتشون
اي كاش هيچكس نمي تونست بياد تو اين وبلاگ راحرفهام رو مي زدم
خوب مواظب خودتون باشيد
يا علي
Y
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 16:40 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
خیلی حیف شد خیلی ای کاش وبلاگتون رو داشتم
واقعا که آقای سپهر ترسیدید که وبلاگ و پست الکترونیک تون رو ننوشتید
وگرنه یه جوابی بهتون می دادم
دست شما درد نکنه
Y
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 12:43 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
چند تا عکس
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 21:15 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
علی جون سلام
مرسی از وبلاگی که ساختید ممنون
اگر خرابش کردم بااین مطالب ببخشید
خیلی مواظب بودم چرت و پرت ننویسم
امیدوارم بتونیم وبلاگی خوبی داشته باشیم
راستی یه نظر هم داده بودن
خیلی جالبه نه
مواظب روح مهربونت ،لطافت انگشتانت و قشنگی اسمت باشد
یا علی
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 20:6 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
عشق يك آينه است و رابطه واقعي ، آينه اي است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند و خدا را باز مي شناسند .اين راهي بسوي پروردگار است .
زندگي به هيچ روي اسرار آميز نيست ، زندگي بر برگ درختان و بر تك تك شنهاي ساحل دريا نوشته شده است . زندگي در هر يك از انوار زرين آفتاب گنجانيده شده است .به هر چه بر مي خوري زندگي است با تمام زيبايي اش.
ذهني تكامل يافته است كه ظرفيت حيرت كردن را حفظ كرده باشد ذهني بالغ است كه مدام به شگفتي در آيد ، از ديگران ، از خودش از هر چيزي . زندگي حيرتي است هميشگي
دو دستي چسبيدن به هر چيزي نشانگر بي اعتمادي است . اگر به زن يا مردي عشق مي ورزي و دو دستي به او چسبيده اي ، اين به تمام معنا نشان مي دهد كه اعتماد نمي كني
عشق هرگز قادر به تملك نيست.عشق آزادي بخشيدن به ديگري است . عشق هديه اي بدون قيد و شرط است . عشق معامله نيست .
هر لحظه چنان زندگي كن كه گويي واپسين لحظه است و كسي چه مي داند ، شايد كه واقعا واپسين لحظه باشد.
عشق نخستين گام به سوي كبرياست و تسليم ، آخرين گام و اين دو گام كل سفر است .
اگر بيشتر عشق بورزي ، بيشتري ، اگر كمتر عشق بورزي كمتري ، تو هميشه در تناسب با عشقت هستي
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 20:3 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
با نام یار
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد!
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
- خویشتنی
کجا که من و تو
شور و یکپارچگی را در شرق
باز بر پا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم.
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!
سخن از مهر من وجور تو نیست.
سخن از
متلاشی شدن دوستی است،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
....
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 19:59 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|