چه بگويم كه خود واقفي بر اسرار دلم
Y
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 22:0 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
پس چرا ؟
نفرین به زمین کردم چون عشق مرادزدید
صد آینه بشکستم چون به گریه ام خندید
دیوانه ترین بودم گر همنفسم بودی
یک عمر زمین بودم چون تاج سرم بودی
اماچه شدم حالایک دشت پر از سایه
از عشق به جا مانده یک وسوسه یک آیه
ای خاک به یادم باش عمریست پریشانم
تو دربدرعشقی من زاروپریشانم
من زنده نمی مانم زیر این همه آوار
از عشق نمی خوانم ای سیاهی دیوار

Y
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 21:59 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
به سلامتی
به سلامتي درخت، نه به خاطر ميوهاش، به خاطر سايهاش
به سلامتي كرم خاكي، نه به خاطر كرمش، به خاطر خاكي بودنش.
به سلامتي ديوار، كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنه
به سلامتي مورچه، كه تا حالا هيچكس اشكش رو نديده
به سلامتي خيار، نه به خاطر خ اش، بلكه به خاطر يارش
به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما
به سلامتي شلغم، نه به خاطر شلش، به خاطر غمش.
به سلامتي كلاغ، نه به خاطر سياهيش، به خاطر يه رنگيش.
به سلامتي سگ، نه به خاطر پارسش،؛ به خاطر وفاش.
به سلامتي هرچي نامرده كه اگه نامرد نباشه مردا شناخته نميشن
****************************************
نفرین به زمین کردم چون عشق مرادزدید
صد آینه بشکستم چون به گریه ام خندید
دیوانه ترین بودم گر همنفسم بودی
یک عمر زمین بودم چون تاج سرم بودی
اماچه شدم حالایک دشت پر از سایه
از عشق به جا مانده یک وسوسه یک آیه
ای خاک به یادم باش عمریست پریشانم
تو دربدرعشقی من زاروپریشانم
من زنده نمی مانم زیر این همه آوار
از عشق نمی خوانم ای سیاهی دیوار
Y
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 21:53 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
یا صاحب الزمان ادرکنی


حلول ماه شعبان ماه پیامبر اسلام وماه عاشقان اهل بیت (ع)وامام زمان (عج)را به تمام مسلمانان جهان به خصوص شیعیان تبریک میگویم.

Y
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 14:31 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
کاشکی که مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم ، کاشکی که کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتت بودم ، کاشکی که هدستت بودم همیشه در گوشت بودم ، کاشکی که ویست بودم همیشه روی لبت بودم ، کاشکی که موست بودم همیشه توی مشتت بودم ، کاشکی که پسوردت بودم همیشه توی فکرت بودم ، اصلا" کاشکی کامپیوتر بودم که همیشه عاشقم بودی
Y
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 18:28 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
آی لاو یو
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
Y
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 18:23 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
بهتر باشی
زهرا خانوم قرصاتو اگه پشت و رو بدون آب نخوری زود خوب میشی ...
پس به خاطر منم شده زود خوب شو

Y
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 14:0 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
دختر به پسر:
اي ارغواني پيرهن، اي لي به پا، اي جين به تن!
اي دلبر مو فرفري ، زيبائيت همچون پري
آبي كت دكمه زري ، از هر بدي هستي بري
آه اي مهندس بعد از اين ، اي مهربان نازنين
اي حرفهايت دلنشين
شيرين بيان نكته بين!
پس كي مي آيي خانه مان ، از بهر شيريني خوران؟
بعد از گذشت سالها، در انتظارم همچنان
گفتند با من ديگران، در انتظار او نمان
با ده نفر مانند تو ، او بوده همچون عاشقان!
اما نگردد باورم ، اين حرفها اي ياورم
تا باز گردي سوي من
در انتظارم باز هم...
پسر به دختر:
مويم اگر گيس بود ، روغني و خيس بود
موجب اينها فقط ، عشق فرنگيس بود
چون كه فرنگيس گفت داري اگر عشق من
پس تو به سرعت بزن تيپ جديد خفن !
نقره به دست از عقيق ، حلقه ی انگشتري
ريش و سبيلت بزن شب به شب از ته به تيغ
فخر مني گر كني ، موي سرت را بلند
چون كه كمي شد بلند با كش قيطان ببند
ابروي خود كن درست ، با نخ و موچين تيز
خيلي مي آيد به تو گر كني اش ، رنگ نيز!
آه چه خوب است اگر لنز گذاري به چشم
آن هم از آنها كه هست صادره از كيش و قشم
رخت و لباسي بخر ، دو به دويش در تضاد
پيرهنت تنگ تنگ ، ليك ازارت گشاد!
تيپ تو وقتي شود اين مدلي خنگ و قر
مي كنم از ازدواج با پسري چون تو حظ!
هر چه فرنگيس گفت گشت عمل مو به مو
چون شده بي اختيار اين پسر از عشق او
بله ، به اين شكل و ريخت
او بدلم كرده است
من شده ام كور عشق
جوّ بغلم كرده است
Y
نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 18:44 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
Y
نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 7:6 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
اکس کیوز می
اگر دلـم تنگ می شـه خيلی برات من و ببخش
اگر نگام گم می شـه تو شهر چشات من و ببخش
مـن و ببخش اگـر شـبا ستـاره ها رو می شمارم
اگر همش پيـش همه بهت می گم دوست دارم
مـن و ببخش اگر برات سبد سبد گـل می چينم
مـن و ببخش اگر شبا فقط تو رو خواب می بينم
مـن و ببخش اگر تو رو می سپارمت دست خدا
اگـر پيـش غـريبه هابه جـای تـو مـی گم شما
مـن و ببـخش اگـر باسه چشمای تو خيلی کمم
تـو؛ یِ فرشـته ای و مـن خيلی باشم ی ِ؛ آدمم
من و ببخش اگر فقط می خوام بشی مال خودم
من و ببخش اگر کمم ولـی زيادی عاشقت شدم
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 18:26 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
می بینمت
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 18:22 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:21 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی ، اگر بیند کسی؟ گفتم، که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در؟
گفتم که با افسون گری، او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا؟
گفتم که با نوش لبم، آن را گوارا می کنم
گفتی، چه می بینی بگو، در چشم چون آینه ام؟
گفتم که من خود را در او، عریان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی، دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از این، من با تو سودا می کنم
گفتی ، اگر از کوی خود روزی تو را گویم برو؟
گفتم، که صد سال دگر، امروز و فردا می کنم
گفتی، اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم؟
گفتم، ز تو دیوانه تر، دانی، نه پیدا می کنم
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:17 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
مرموز
وقتي که بچه بودم فکر ميکردم که دخترا عاشق عروسکهاي خوشگل هستن و پسرا عاشق مردان قوي هيکل!
ولي حالا مي بينم که پسرا عاشق عروسکهاي خوشگلند ودخترا عاشق مردان قوي هيکل!!!
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:14 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات بفرس
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 7:15 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
مبعث مبارک
Y
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 7:14 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
دل تنگم
مهربونم منو ببخش
سلام
امروز نبودي
نوشته بودي كه به وبلاگ سر نمي زنم
من فقط همين وبلاگو دارم
اگر به اين سر نزنم چيكار كنم
من روزي 10 الي 20 مرتبه بهش سر مي زنم
پس مطمئن باش و هر روز مطالب جديد بهش اضافه كن
باور مي كني
ديروز خيلي از وبلاگ خوشم اومده بود
وقت نوشتن شعرش هم نداشتم
به خاطر همين پرينت گرفتم كه هميشه داشته باشم
مواظب خودت باش
يا علي
Y
نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 19:0 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|