من هستم همین الان
پیغامهای شما هم رسید ولی هر چی من تایپ می کنم نمیاد چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من هستم
Y
نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 20:24 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
زهرا
سلام زهرا گلی
به خاطر تمام حسی که به من دادی ممنون
به خاطر زیبایی دنیایت که داره تموم دنیای من میشه ممنون
به خاطر همه اون وقتایی که در عین مشغله به فکرم بودی ممنون
و به خاطر اینکه بهم اجازه میدی بهت بگم گلی بازم ازت ممنونم
نمیدونم کجای دلت یا بهتر بگم کجای زندگیت وایسادم ...بذار راحت بگم هنوز باورم نمیشه...که اونقدر رابطمون به خودش رگ و بو گرفته که دارم حس میکنم زود دلم برات تنگ میشه ...
Y
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 22:21 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
برای تو
Y
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 7:2 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
مرسی
زهرا جان ممنونم از اینکه به یادم بودی و یا بهتر بگم به یادم هستی و ممنون از بیست چند باری که گفتی بیست و چندمین سال تولدم مبارک ... آدم وقتی تولدش براش لذت داره که یکی با صداقت بیستو چند بار به بیست و چند لحن مختلف در بیستو چند خط در بیست و چند دقیقه به آدم بگه بیستو چندمین ...مبارک
علی بیست و چند ساله
Y
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 9:24 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
شمعها رو فوتش کن

تاریخ تولد فقط یک وسیله است برای این که فراموش نکنی آمدنت را !

Y
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 7:2 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
تولدت مبارک
من امروز به نیت گام نهادن تو به بیست و .... چندمین بهار زندگی ، بیست و چند بار خدای برگهای مسافر پاییزی را سجده می کنم .
بیست و... گلدان را آب می دهم
بیست و ... کبوتر را آزاد می کنم
بیست و ... گل را نمی گذارم کودکن بازیگوش بچینند
بیست و چند بار به روی رهگذران خسته لبخند می زنم
بیست و چند هزار با آه می کشم
بیست و چند هزار بار سر بر آسمان کرده دعایت می کنم
بیست و چند بار خوشبختی ات را از خدا می خواهم و می گریم
بیست و چند بار خدا را با هزار لحن مختلف در بیست و چند حالت سبز با بیست و چند اشک زلال صدا می زنم و بیست و چند با بر روی بیست و چندمین برگ دفتر خاطرات بیست و چند صفحه ای ام می نویسم عزیزم بیست و چند بار به توان بیست و چند هزار با ر آن عدد مجهول تولدت مبارک
کسی که بیست و چند سال آینده هم همین قدر دوستت داره
بیست و چند با اسفند جوری که چشمان نزنند خیلی دوستت دارم
علیرضا بیست و چند سالگیت مبارک
نه اصلا خیلی ساده : علیرضا تولدت مبارک 
سالیان سال زیر سایه پدر و مادر زندگی با آبروئی رو داشته باشی 
Y
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 6:53 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|