وب سایت تقریبا جالب
در اینجا عکسهایی با موضوعات مختلف موجووود می باشد
http://www.caroun.com
Y
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 10:59 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
وقتی
وقتي ستاره من شدي هنوز هيج تلسکوپي تورو نديده بود.....وقتي دروازبان دلم شدي هنوز خط هيچ دروازه اي رانکشيده بودند...... وقتي دلم به چشمان تو ميدان داد هنوز کسي درست نميداست دايره چيست....وقتي رنگين کمان صدايت کردم همه به آن چيزي که بعد از باران در ميآمد مي گفتند مهمان هفت رنگ ناخوانده.... وقتي مجنونت شدم صحرا هنوز افتتاح نشده بود.... وقتي توزيباي من شدي هنوز نيمي از ماه براي کلي از دنيا ناشناخته بود.....وقتي صدايت کردم هنوز کسي معني انعکاس صدا درکوه را نمي فهميد من درکوه صدايت کردم و همه از صدايي که برگشت ترسيدند و من شادمان شدم ازاينکه هيچ رقيبي تو را ازمن نخواهددزديد وقتيييييييييييييي

Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 18:44 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
بابا دنيارو نگه دارين!! ميخوام پياده شم
Y
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 18:39 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
اين هم كش رفتن از وبلاگ
دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي.......... دختر بودن يعني پس اين چاي چي شد؟؟ دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن دختر بودن يعني چرا خونه اينقدر کثيفه ؟؟ دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟ دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟ دختر بودن يعني به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا... دختر بودن يعني برو تو ، دم در واي نستا دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم دختر بودن يعني كجا داري ميري؟ دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟ دختر بودن يعني خيلي خودسر شدي دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن من مینویسم پس هستم تو چطور ؟
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 20:42 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
براي تو كه بهتريني
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 16:37 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
يه شوخي كوچولو
سلام علي آقا
خيلي فكر كردم بابت دلتنگيهات و اعصابت 

يه راه حلي به ذهنم رسيد 
اعصاب و ذهنتون كه ريخته به هم و تمام برنامه هاتون قاطي پاتي شده به دليل يه ويروس ناشناخته است
يه ويروس جديد و خيلي فوق حاد وارد مغزتون شده
كه خيلي زود بايد دنبال چاره و راه حلي باشيم وگرنه كل مغز و ذهن و زندگيتون رو اشغال مي كنه و ديگه حافظه اي براتون جا نمي ذاره
اي عزيز جان برادر 
اي شفتالو - اي هلو - اي
شما احتياج به يه آنتي ويروس قوي داريد
آنتي ويروسي كه هميشه رو حافظه تون نصب بشه و اجازه نده اين ويروس وارد مادر بردتون بشه ( مغز )
اون آنتي ويروس كه داشتيد ( زهرا) ديگه قديمي شده ديگه ازش كاري بر نمياد - خيلي دوست داره اين ويروس رو از بين ببره ولي ديگه دستش ازچاره كوتاست
يه جورائي كم كم بايد آين آنتي ويروسو (منو) از حافظه دائمي فرمت كني اصلا اف ديسكش بايد كرد
وگرنه من ( اين آنتي ويروس ) هيچ موقع خودش از حافظه دائميت پاك نميشه احتياج به كمك داره تا از حافظه پاك بشه و اون كسي نيست به غير از خودتون
ما مي تونيم در كنار هم و با هم دست به دست هم اگر هم قديمي و كهنه و رژن قديم شديم ، ولي مي تونيم با هم اون ويروس رو از بين ببريم به شرط اينكه خودمون خواسته باشيم و سختي ها رو تحمل كنيم
دنبال يه راه حل راحت نباشيم با سختي شيرينيهاي قشنگي به دست مياد
پس مواظب خودت و حافظه ات و برنامه هات باش اون ها رو به راحتي به دست نياوردي كه به راحتي از دست بدي
م.و.ا.ظ.ب.خ.و.د.ت.ب.ا.ش.
اين هم جواب پست قبلي ( چ.ش.م.)
اينها رو با عجله نوشتم ديگه پاراف نكردم ببينم غلط املائي داره يا نه
اگر داشت صحيحش رو تو پست بعدي واسم بنويسيد و به بزرگي و عظمت خودتون ببخشيد
يا علي
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 14:50 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
یه چند وقتیه نمیدونم دلم گرفته یا خوب نتونستم بهش برسم ...دل تنگ یه چیزیم ...دل تنگ یه حس قشنگ که فک میکنم دارم از دستش میدم یا داره کمرنگ میشه ...نمیدونم شایدم از قالب یه حس در اومده و داره عادت میشه ...دلتنگ یه دل سیر با خیالی راحت بدون مزاحم حرف زدنم..من اینطوریم حالا نمیدونم این از ناقص الخلقه بودن منه یا همه اینطورین .-.وقتی یه چیزیو که میخوام به دست نمیآرم یا حسی که داشتم کمرنگ میشه همه اعصابم میریزه به هم دیگه نمیتونم رو هیچ کاری تمرکز کنم...مث الان همه کارام قاطی پاتی شده...همه برنامه هام ریخته به هم...کمک کنید یه فکری بکنم برا خودم ...
م.و.ا.ظ.ب.خ.و.د.ت.ب.ا.ش
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 13:26 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|
دوبیتی های برره ای...
زنخدون تــو چال اسکندرون بید!
دل مو کلّـه پا گشته در اون بید!
دو من گرد نخـودمصرف وَِکردم
فراق شون پتت نئشه پرون بید!
***
ز عشقولی منـــو ویلون وَکردی!
ز غم عیـــــن نی قلیون وَکردی!
همه وزن دوبیتی هامو، چُلمنگ!
"مفا لیلـون مفا لیلـون" وَکردی(!)
Y
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 13:3 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|