سلام
من زندگیم یهو بد جوری از هم پاشید. دیگه نمیتونم به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد کنم . حتی به خودم و آنچه که میتونستم روشون قسم بخورم هم حسابی باز نمیکنم.
از این به بعد باید سعی کنم رویه زندگیمو عوض کنم . اعتماد کردن به دیگران و دل بستن به صفر رسید . اهمیت دادن به اطراف و دیگران زیر صفر.
این اتفاق همه زندگیمو به هم ریخت . سعی میکنم ناگواریشو فراموش کنم ولی تاثیرش تو زندگیمو یادم نره.
خدایا هر کجا هست به سلامت دارش
Y
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 1:45 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|