سلام
حتما ميدونين چه اتفاقي افتاده ياحداقل ميتونين تو يكي دو پست قبل اينو بفهمين ولي از امروز مي خوام زندگيمو از نو شروع كنم ، نميدونم چه جوري و باچه اميدي ولي خب بايد سعي كنم و از امروز اينجا رو تا جايي كه باشم و بتونم دوباره رونقش ميدم. هر چند كه وقتي ميام اينجا كوهي از خاطره كه همشون با رفتنش شده يه كوه درد ميريزه رو دلم و هنوزم نمي دونم ميتونم تحملش كنم يا نه ولي خوشحالم كه اون اين درد رو نميكشه و اين من نبودم كه تنهاش گذاشتم .تو پستاي بعدي از هر دري يه چيزي ميگم پس تا پست بعدي سعي كنين زندگي كنين.
Y
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:51 توسط فرهاد بی شیرین تاریخ
|